تبلیغات
آلانق - باران سرد
 
آلانق
سایت روستای آلانق
جمعه 11 آبان 1397 :: نویسنده : ابوالفضل فضلی
پاییز هزار رنگ

می وزد سرما و من در خانه تنهایم
می زند باران و من در فکر و رویایم

می خورد باران به بام و نغمه می خواند
غافلم، غافل ز های و هوی دنیایم

آتشی افروختم در خانه و در دل
خانه گرم اما، دل آتش زد سر و پایم

یادم آید آن شبی را، کز خیالت گشت سرمست
تو شدی هم دین و هم دنیا و عقبایم

تاب و طاقت قالمیب، دای آیریلیق ایشدن سالیب
حسرتوندا قالمیشام، غرق تمنایم

تکالتی




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : تکالتی، tekalti، takalti،
لینک های مرتبط : در وصف کوه تکالتی،
پنجشنبه 17 آبان 1397 05:16 ب.ظ
زیبا بود .
اون قسمت اخرشو متوجه نشدم معنیش چیه
ابوالفضل فضلی : با سلام
بیت آخر شعر به آذری نوشته شده که معنیش میشه:
دیگه تاب و توانی برای من نمانده و جدایی منو از پا درآورده
در حسرت دیدار تو مانده ام و مدام تمنای وصالت را میکنم
یکشنبه 13 آبان 1397 08:34 ق.ظ
خیلی عالی ...
تصویر هم بسیار عالی هست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 

ابزار هدایت به بالای صفحه