تبلیغات
آلانق - مطالب شعر
 
آلانق
سایت آلانق
درباره وبلاگ


مرا گویی که رایی من چه دانم
چنین مجنون چرایی من چه دانم

مرا گویی بدین زاری که هستی
به عشقم چون برآیی من چه دانم

منم در موج دریاهای عشقت
مرا گویی کجایی من چه دانم

مرا گویی به قربانگاه جان‌ها
نمی‌ترسی که آیی من چه دانم

مرا گویی اگر کشته خدایی
چه داری از خدایی من چه دانم

مدیر وبلاگ : ابوالفضل فضلی
نویسندگان
نظرسنجی
کدامیک از کتابها را خوانده اید؟














حاج ابوالقاسم فضلی در زمستان سال 1318 چشم به جهان گشود، وی که در یک خانواده روستایی و کم درآمد به دنیا آمده بود، از همان انفوان کودکی سختی کار کردن را به تن کشیده و بزرگ شد، در سن 20 سالگی به خدمت سربازی رفته و به مدت دو سال بدون حتی یک بار آمدن به خانه در مرز ایران و ترکیه و عراق دوران سربازی را سپری کرد. پس از بازگشت از خدمت ازدواج کرد. که ثمره زندگی آنها 8 فرزند (چهار پسر و چهار دختر) است. حاج ابوالقاسم فضلی از همان دوران جوانی دلباخته اهل بیت (ع) بوده و در ایام محرم به خواندن نوحه در هیئت محل همت می گماشت. در حال حاضر نیز با وجود داشتن سن 80 سال، باز هم نوای نوحه ایشان زینت بخش مجالس عزاداری محرم است.

وی سرودن شعر را از سن 40 سالگی آغاز کرده، و در موضوعاتی چون مذهبی، عمومی، طنز و عرفان اشعاری از ایشان وجود دارد.

دانلود رایگان کتاب





نوع مطلب : شعر، معرفی کتاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 10 آبان 1398 :: نویسنده : ابوالفضل فضلی

ای بشر فکر ایلع بیر اوولوی آخروی

دولانیر چرخ زمان گردش دورانوا باخ

 

دیمعکی من کمکم، فخر ایلع مع دوروونان

قبر اووین یادوا سال، تکجه قالان حالوا باخ

 

هیچ کیمع ظلم ایلع مع، ظلمون اولماز ثمری

خیر ایشع سبقت ایلع، ویردیگون احسانوا باخ




ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، کلیپ، 
برچسب ها : احوالات بشر، ابوالقاسم فضلی، آلانق، شعر،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 آبان 1398 :: نویسنده : ابوالفضل فضلی


کیشینین یوخدی ایشی، اودع بیکار بیکار گزیر

گدیری ایشدن اووع، آخشام الی بوش گلیری

دور قاپینی آش گلیری، دور قاپینی آش گلیری

 

خانم دگیر داش باشوا، کیشی یتیشدون 60 یاشوا

باخ کیشی بیر یولداشوا، الیندع لواش گلیری

دور قاپینی آش گلیری، دور قاپینی آش گلیری



ادامه مطلب


نوع مطلب : کلیپ، شعر، 
برچسب ها : شعر طنز، شهریار آلانق، دعوای خانم و آقا، دعوای زن و شوهری،
لینک های مرتبط :
استاد شهریار

1. حیدر بابا ‌ایلدریملار شاخاندا
سئللر سولار  شاقیلدایوب آخاندا
قیزلار اونا صف باغلایوب باخاندا
سلام اولسون شوکتوزه ائلوزه !
منیم دا بیر آدیم گلسین دیلوزه
               
حیدر بابا چو ابر شخد بر آسمان
سیلابهای تند و خروشان شود روان
صف بسته دختران به تماشایش آن زمان
بر شوکت و تبار تو بادا سلام من
گاهی رود مگر به زبان تو نام من
                  
2. حیدر بابا کهلیک لرون اوچاندا
کول دیبینن دوشان قالخیب قاچاندا
باخچالارون چیچکلنوب آچاندا
بیزدن ده بیر ممکون اولسا یاد ائله
آچیلمیان اورکلری شاد ائله
                 
حیدر بابا چو کبک تو پرد ز روی خاک
خرگوش زیر بوته  گریزد هراسناک
باغت به گل نشسته و گل کرده جامه پاک
 ممکن اگر شود  ز من خسته یاد کن
دلهای غم گرفته بدان یاد شاد کن



ادامه مطلب


نوع مطلب : بزرگان، شعر، 
برچسب ها : استاد شهریار، حیدربابا، قوری گل، شنگیل آباد،
لینک های مرتبط :
شنبه 31 فروردین 1398 :: نویسنده : ابوالفضل فضلی




نوع مطلب : کلیپ، شعر، 
برچسب ها : شعر، امام زمان، نیمه شعبان، ابوالقاسم فضلی، آلانق،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 اسفند 1397 :: نویسنده : ابوالفضل فضلی


آنالاردی اوین یانان چراغی

خوش یولا سالاللار گلن قوناغی

پرورش ویرللر اودع اوشاغی

الله هیچ آنانی گوزدن سالماسین

هیچ آنا دنیادا معتل قالاسین



ادامه مطلب


نوع مطلب : کلیپ، شعر، 
برچسب ها : روز زن، روز مادر، ابوالقاسم فضلی، آلانق،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 25 بهمن 1397 :: نویسنده : ابوالفضل فضلی
بیدار می شوم از خواب و فکر تو
آغاز روز، بدون تو محنت است

تا چشم باز میکنم و باز چشم من
در جستجوی دیدن خورشید رویت است

هجران تو آخر، چه زمانی به سر شود
هر روز بدون تو، برایم مصیبت است

در خاطرم تویی و فقط خنده های تو
یک لحظه روی تو دیدن غنیمت است




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : تکالتی، شعر، فکر تو، takalti،
لینک های مرتبط : شعر در وصف کوه تکالتی (تکالتی)، شعر باران سرد (تکالتی)،
پنجشنبه 17 آبان 1397 :: نویسنده : ابوالفضل فضلی

کوه تکالتی


ای گوزل لیک زیروه (قله) سی سن اولموسان

ای اوجالیک مظهرین، سن آلمیسان

 

هر سوزوم ده سن ده وارسان، وار سوزون

ای امیدیم، تکجه، تکجه قالمیسان

 

گل چمن دور دامنون الوان اولوب

آق بولوتلار دور ایوون، قویلانمیسان

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : تکالتی، talalti، در وصف کوه تکالتی، شعر،
لینک های مرتبط : شعر باران سرد (تکالتی)،
جمعه 11 آبان 1397 :: نویسنده : ابوالفضل فضلی
پاییز هزار رنگ

می وزد سرما و من در خانه تنهایم
می زند باران و من در فکر و رویایم

می خورد باران به بام و نغمه می خواند
غافلم، غافل ز های و هوی دنیایم

آتشی افروختم در خانه و در دل
خانه گرم اما، دل آتش زد سر و پایم

یادم آید آن شبی را، کز خیالت گشت سرمست
تو شدی هم دین و هم دنیا و عقبایم

تاب و طاقت قالمیب، دای آیریلیق ایشدن سالیب
حسرتوندا قالمیشام، غرق تمنایم




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : تکالتی، takalti، شعر، باران سرد،
لینک های مرتبط :
شعری زیبا و طنز از شاعر جدید روستامون محمد فضلی (فرزند شاعر بزرگ مرحوم عباسعلی فضلی) که هیچ سواد خواندن و نوشتن ندارد ولی اشعارش بسیار زیبا و روان است، حتما ببینید. تاریخ ضبط 20 دی 1396






نوع مطلب : کلیپ، شعر، 
برچسب ها : محمد فضلی، عباسعلی فضلی، آلانق،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پشتیبانی آنلاین
 
 
 

ابزار هدایت به بالای صفحه